الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

61

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

8 - معذوريت ( 1 ) چند نفر نزد عمر آمده گواهى دادند كه فلان زن با مردى اجنبى در بيابانى زنا كرده است ، آن زن شوهر داشت . عمر دستور داد او را سنگسار كنند . زن به درگاه خدا عرضه داشت : خدايا ! تو مىدانى كه من بىگناه هستم . عمر از گفتارش خشمگين شده گفت : آيا شهود را تكذيب مىكنى ؟ امير المؤمنين - عليه السلام - كه ناظر قضيّه بود فرمود : زن را برگردانيد شايد در ارتكاب اين عمل معذور بوده است . زن را برگرداندند و از حالش پرسش نمودند . زن گفت : روزى من و مرد همسايه شتران خود را به چرا مىبرديم و چون شتران من شير نداشتند مقدارى آب به همراه خود بردم ، در بين راه آبم تمام شد و زياد تشنه بودم ، از مرد همسايه آشاميدنى خواستم ، وى تقاضايم را نپذيرفت ، مگر اين كه با او زنا كنم ، من از اين كار ابا داشتم تا اين كه نزديك بود از تشنگى هلاك شوم ، پس با كراهت به زناى او تسليم شدم . امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود : اللّه اكبر ! « فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ ؛ « 1 » كسى كه مضطر شود اگر بدون نافرمانى و ستم مرتكب گردد گناهى بر او نيست » . عمر چون اين را شنيد زن را آزاد نمود « 2 » . 9 - مفهوم سخن ( 2 ) مردى و زنى را نزد عمر آوردند ، مرد به زن گفته بود : زناكار ! زن نيز به او گفته

--> ( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 173 . ( 2 ) - ارشاد ، مفيد ، قضاياه ( ع ) فى خلافة عمر . فروع كافى ، كتاب النكاح ، ابواب المتعة ، باب النوادر ، حديث 8 . من لا يحضر ، كتاب الحدود ، باب ما يجب به التعزير و . . . ، حديث 40 . بنا به نقل مفيد ( ره ) اين خبر مورد اتفاق خاصه و عامه است .